|
اسلام ناب مذهبی-فرهنگی- سیاسی- اجتماعی
|
مهمترین عامل قدرت و نقش آفرینی یک فرهنگ ، مقدسات حاکم بر آن جامعه است آن گونه که با تخریب این ستون های مستحکم به راحتی می توان فرهنگ آن جامعه را به نابودی کشاند. اما جریان توهین به امام هادی (ع) از حدود یکسال گذشته شروع شد؛ آنجا که بعد از سریال طنزی که در نوروز سال 90 از شبکه یک پخش شد و نام مقدس امام هادی (ع) به شکل خاصی برده می شد، جریان ضد فرهنگ مقابل نظام اسلامی فرصت را مغتنم شمرد تا از جا افتادن تکیه کلام این سریال استفاده کند و با فضاسازی در شبکه های اجتماعی شاید برای اولین بار در طول عمر فضاهای مجازی ، تاکتیک هجو ارکان شیعه را در پیش گرفت و با بهره گیری از انواع و اقسام جوک، کاریکاتور و مطالب توهین آمیز معارف رسیده از آن امام همام را به تمسخر گرفت و به گونه ای فضاسازی آنها اثرگذار شد که حتی در موتورهای جستجو نیز مطالب توهین آمیز در صدر یافته ها قرار می گرفت. بعد از آن واقعه که با واکنش به جا و گسترده فعالان مذهبی سایبری روبرو شد از قبیل کمپین خروج از فیس بوک، گزارش دهی و فعالیت های مشابه فضاسازی قدری کم شد؛ البته در آن بازه زمانی این مطالب هتاکانه بصورت ناشناس نشر می یافت. در ابتدای امسال نیز فعالان مذهبی سایبری ضمن برگزاری دهه بزرگداشت امام هادی در فضای مجازی مانوری بزرگ را برگزار کردند که خیلی از آن محتوای توهین آمیز را تحت الشعاع خود قرار داد؛ اما شاهین نجفی که با توهین به امام هادی (ع) به دنبال نقطه عطفی برای شهرت دوباره خود می گردد در آهنگی به نام “نقی” به ساحت امام هادی (ع)، امام زمان (عج) و همچنین امام خمینی و امام خامنه ای به شکلی زشت و بی پرده توهین های جنسی و غیرجنسی را انجام داد تا شاهد پرده دیگری از عملیات رسانه ای اتاق فکر جریان ضد فرهنگی مقابل شیعه باشیم. در مقابل این روند مبارزه با مقدسات و معنویات، شیعه تا به امروز بیشترین مقاومت را داشته است. شیعیان نه تنها توانسته اند باورها و مقدسات خود در این طوفان تهاجم فرهنگی حفظ کنند بلکه تا حدود زیادی موفق به نشر این باورهای مقدس به سایر جوامع نیز شده اند. همه ما شاهدیم که هر چقدر بیشتر به مقدسات شیعه توهین می شود، سال به سال ارادت مردم نسبت به ائمه اطهار و مراسمات معنوی شیعی بیشتر می شود. در برابر این رویش، جریان ضدفرهنگی سلطه مهره های خود را به راحتی از دست می دهد و شاهد مثال آن اثبات شکست عملیات تقدس زدایی در بین مسلمانان و شیعیان، حکم ارتداد سلمان رشدی و مخفی شدن او از ترس کشته شدن است. نکته قابل توجه اینجاست که هرگاه غرب، مقدسات مسلمانان را زیر سوال می برد و با واکنش محکم مردم مواجه می شود و حکم ارتداد غیرمستقیم شاهین نجفی از طرف یکی از مراجع شیعه، او را به قبرستان تاریخ خواهد سپرد. [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ امیر عبدالهی خلج ]
[ ]
قیدار باز هم در فضای تهران قدیم سعی کرده است آرمانشهر امیرخانی را در فضاهای قدیمی ترسیم کند؛ آرمانشهری که انسانهای سیاه و سفید در آن ارج و قرب بیشتری دارند و هرکس در این روند داستان از ظن خود یار امیرخانی می شود؛ چه مسلمان باشی، چه مارکسیست، خواه قیدار تو را یاد مولا (ع) بیندازد خواه احیا کننده کمون نهایی. رسم قیداری دست هر کس را می گیرد چه رقاصه کافه های بالاشهر تهران باشی، چه لات قمارباز؛ البت فقط باید رسمت درست باشد. قیدار بعد از تقریباً 4 سال از بیوتن بهتر درآمده است؛ اما حیف که امیرخانی پرداخت اول کتاب را در سرتاسر داستان به کار نبسته است و شتاب اخر داستان برای به نتیجه نشستن آن از پختگی می کاهد . هنوز باید منتظر انسان تراز خود امیرخانی بود. در رمان های نوشته شده او انسانی را که در پس فطرت اوست نیافته ام؛ چرا که انسان های او هنوز... اما من هنوز منتظرم پی نوشت: راستی آقا سید گلپای قیدار خیلی بیشتر از درویش مصطفی من او انسان را جذب خودش می کند [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ امیر عبدالهی خلج ]
[ ]
ادامه مطلب [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ امیر عبدالهی خلج ]
[ ]
در ابتدای سال گذشته اکثر تحلیل ها حول این موضوع بود که شعار جهاد اقتصادی تنها مربوط به موضوع هدفمندی یارانه هاست؛ اما نکته ای که بار دیگرهوشمندی و عمق نظر پیش بینی یک رهبر دینی بصیر را مشخص کرد آن بود که ایشان با رصد دقیق حرکت دشمن، تحرکات پیچیده آنها را فهمیده و از مدتها قبل در مورد تهدیدات آینده تدبیرهای لازم را به خرج دادند. بحث تحریم هایی که از سوی آمریکا و اروپا بر ضد ملت ایران اعمال شد؛ به زعم آنها چنان فلج کننده بود که هیچ دولتی را تاب مقاومت در برابر آن نبود؛ کما اینکه بعد از تحریم بانکی ایران و اخراج بانکهای ایرانی از سیستم بینالمللی ارتباطات بین بانکی جهانی (سویفت)٬ از سوی برخی مسئولین، شرایط فعلی ما به دوران شعب ابیطالب صدر اسلام تشبیه شد و عقب نشینی ار اصول نسخه ای بود که هم نظام سلطه طالب آن بود و هم بازندگان سیاسی آن را شفابخش می دانستند. اما با تبیین جامعی که رهبر انقلاب در موارد مختلف از ابعاد جهاد اقتصادی داشتند مشخص شد که مقابله با تحریم های نظام سلطه عرصه اصلی جهاد اقتصادی است که ما را از "شعب ابیطالب" خارج می کند و به موقعیت "بدر و خیبر" می رساند. پس انتخاب شعار «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني» را كه در اصل جلوهاي از جهاد اقتصادي است، علاوه بر زمينهها و الزامات داخلي آن، نميتوان بدون تناسب با فشارها و تهديدات نظام سلطه دانست. به همين دليل انتخاب اين شعار و تلاش براي تحقق آن اهميتي مضاعف مييابد.. در اين زمينه مقام معظم رهبري در فرمايشاتشان در آغاز سال جديد در حرم رضوي فرمودند: «سران استكبار تكيهدهندگان بر مسندهاي زر و زور و همچنين خردهريزهاي اينها در منطقه خود ما با همه توان- توان ماليشان، توان تبليغاتيشان، توان سياسيشان- سعي ميكنند ملت ايران را مرعوب كنند، ملت ايران را مأيوس كنند، هر كس تبليغات سياسي بدخواهان ملت ايران را دنبال كرده باشد اين را درمييابد كه تلاشهاي عملي، تلاشهاي اقتصادي، تلاشهاي سياسي، تهديدهاي امنيتي و نظامي همه براي اين است كه اين موجود فعال، زنده، پرنشاط و پرهمت، يعني ملت ايران را كه در وسط ميدان با شجاعت تمام ايستاده است و در حال حركت به جلو است از پيش روي باز بدارند و او را نااميد كنند، او را از حضور در اين عرصه بترسانند. در حقيقت در مقابل شعار «ما ميتوانيم» كه امام بزرگوارمان اين شعار را به ما تعليم داد، انقلاب به ما جرئت داد كه بگوييم «ميتوانيم»، ميخواهند به ملت ايران بقبولانند كه شما «نميتوانيد» با همه توان دنبال اين هستند كه اين هدف را دنبال كنند.» دشمن در اين مسير يك هدف راهبردي منطقهاي و بينالمللي نیز دارد و آن سلب شاخصه الگوبخشي و هویت دهی نظام اسلامي براي ديگر ملل مسلمان و مستضعف جهان است تا به زعم خود با تسليم «نظام اسلامي»، اسطوره شكستناپذيري انقلاب اسلامي را نيز در هم بشكند و با القاي «تسليم ايران»،شكستهاي چند ساله خود از انقلاب را در منطقه و جهان معاصر جبران كند. با اين نگاه به شعار راهبردي «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني» برای تحقق آن عزمی دیگر باید کرد؛ هرچند تولیدات داخلی مشکلات زیادی دارد و از استانداردهای روز دنیا فاصله دارد؛ اما اگر با دید الهی به این موضوع نظر بیندازیم آن گاه تحریم های بین المللی را هدیه ای الهی می بینیم که به ملت ما کمک می کند که اگر در مسیر استفاده از تولیدات داخل با توجه به مشکلات خاص آنها جهادگونه استقامت و صبر به خرج دهند، خداوند نیز دریچه های برکت را بر روی آنها باز خواهد کرد چرا که بار دیگر ندای امام خود را لبیک گفتند. [ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ ] [ امیر عبدالهی خلج ]
[ ]
و [ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ ] [ امیر عبدالهی خلج ]
[ ]
[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ ] [ امیر عبدالهی خلج ]
[ ]
تحليلگران بيرونی که معادلات سياسي را در پيچيده ترين حالت ممكن طرح و حل مي كنند، در پيش بيني های خود حتی به این میزان درصد مشارکت هم نزديك نشده بودند. و این در حالی بود که رهبر معظم انقلاب اسلامي كه آشكارا و با قاطعيتي كه به هيچ گونه ترديدي مجال عرض اندام نمي داد اعلام كردند مشاركت مردم ايران در انتخابات 12 اسفند يك سيلي سخت بر گوش استكبار و دشمنان ملت ايران خواهد بود. انتخابات مجلس نهم در حالي برگزار شد كه اولين انتخابات بعد از انتخابات رياست جمهوري دوره دهم و فتنه 88 بود و عوامل داخلي و خارجي فتنهي همه توان خود را بر از رونق انداختن انتخابات متمركز كردند. دشمن در ماه هاي منتهي به انتخابات تمام تلاش خود را به كار گرفته بود تا كمترين ميزان مشاركت در اين انتخابات رخ بدهد. آمريكايي ها بيش از 6 ماه تلاش كردند تا اعمال يك بسته قدرتمند فشار اعم از تهدید و تحریم، محاسبات مردم در ايران را هدف بگيرند و مردم ايران را به ابزار فشار به نظام تبديل كنند. 12 اسفند روزي بود كه كل اين استراتژي به آزمون گذاشته شد. آمريكا مي خواست ببيند رفتار مردم ايران چگونه تغيير كرده است؟ در اين زمينه، راهبرد كاهش مشاركت مردم ايران در انتخابات مجلس از سوی دشمنان با بهكارگيري همهي تهديدها و ابزارهاي نرم، نيمه سخت و سخت، علی الخصوص از چند ماه قبل که سه پرونده تروريسم، حقوق بشر و هستهاي در قبال ايران بهطور ويژه فعال شدند با تأکید بر ارسال پيامهاي بياعتمادي مردم به برگزار كنندگان و سلامت انتخابات، بيتفاوتي و نااميدي مردم به آينده، يأس از همهي جريانهاي سياسي درون نظام، دلخوري از نحوهي برخورد با آشوبهاي سال 88 و سران فتنه، دلخوری از كليت نظام بهدليل وجود برخي از مشكلات اقتصادي و اختلافهاي سياسي ميان قوا، كاهش حمايت مردم از سياستهاي داخلي و بهويژه خارجي دولت، القاي شكست خورده و ناكارآمد بودن الگوي جمهوري اسلامي و جلوگيري از تكثير آن در شرايط نظامسازي در كشورهاي دستخوش بيداري اسلامي؛ سعی داشت بر افكار عمومي داخل و خارج از ايران و به ويژه مردم كشورهاي متأثر از بيداري اسلامي تأثیرات سوئی را بر جای گزارد. کشورهای غربی این راهبرد را با واگذاري ماموريت هاي مستقيم و غير مستقيم به عوامل خود در صحنه انتخابات، سعي كردند تمام عوامل «مشاركت گريزي» از قبیل: تحريم انتخابات از سوی جريان هاي داخلي جبهه فتنه و انحراف هم گام با جريان بيروني، خودداري از كانديداتوري و دعوت مردم به مشاركت در انتخابات، غير رقابتي نشان دادن فضای انتخابات، اعمال تحريم هاي پي در پي و متمركز كردن تحريم ها بر معيشت مردم در كنار آن تاريك جلوه دادن دورنماي اقتصادي كشور، برجسته كردن تهديدها عليه كشور همراه با القای پيام برخوردي جدي با جمهوري اسلامي در آينده نزديك را يك جا در محيط اجتماعي ايران تجميع كنند. معناي ساده تجميع اين عوامل در كنار يكديگر اين بود كه حتما بايد مشاركت در انتخابات مجلس افتي محسوس داشته باشد. ارزيابي غربي ها اين بود كه عدم حضور اصلاح طلبان انتخابات را سرد و بي روح خواهد كرد و مردم -بويژه طبقه متوسط شهري در تهران- از آنجا كه هنوز دل در گرو اين جماعت دارند و به دنبال فرصتي براي گرفتن انتقام (؟!) برخوردهاي سال 88 مي گردند، حتما فرصتي انتخابات مجلس را از دست نخواهند داد. اما در روز 12 اسفند به نحوي بهت آور همه اين ارزيابي ها بي معنا از آب درآمد. بويژه مشاركت حدود 40 درصدي مردم شهر تهران در انتخابات مجلس نشان داد همه آن افسانه هايي كه درباره بحراني بودن روابط نظام و طبقه متوسط گفته مي شد بي معنا بوده است. از عوامل شکل دهنده خلق حماسه 12 اسفند و شکست راهبرد "مشاركت حداقلي"، اعتبار رهبري انقلاب اسلامی بود که در ميان جامعه همواره در اوج قرار داشته و اکنون به چنان سطح بي سابقه رسيده است که بحران هاي متعددي که دشمن براي طراحي تك تك آنها بي دريغ وقت و امكانات صرف کرده است را به آسانی مدیریت می نمایند. عامل دیگر اعتماد ملت ایران به آينده كشور و اميد به بهبود و حل مشكلات در چارچوب سيستم فعلي که همچنان يك اصل بنيادين در رفتار سياسي مردم ايران است. شاید عامل اساسی و منحصربفردی که پیش از گذشته بر حضور مردم اثر گذاشت تهديدهاي بي رويه بود که دشمن در ماه هاي گذشته عليه تماميت و موجوديت كشور روي ميز گذاشت. اما ملت ايران با قوت در مقابل فشار خارجي مقاومت کردند و سيلي سختي كه مردم ايران امروز به جبهه استكبار زدند، نشان داد كه گويا غربيها هنوز نميخواهند با درس گرفتن از اشتباههاي محاسباتي پياپي خود در قبال ايران تجديدنظر كنند، بهطوري كه مجموعه فشارها و تهديدها نه تنها موجب ايجاد گسل ميان حاكميت و ملت نشده بلكه بهعنوان يك عامل انسجام بخش در قبال تهديد بيروني عمل كرده است و اگر فشارها از حد معيني عبور كند، حتي آن كساني كه غرب آنها در زمره سازشكاران و ليبرال ها قلمداد مي كند هم در پيوستن به جبهه مردمي مقاومت عليه دشمن ترديد نخواهند كرد. [ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ ] [ امیر عبدالهی خلج ]
[ ]
دههي چهارم انقلاب اسلامی، دههی اقتدار است و سادهلوحی است اگر مسوولین و سیاسیون کشور به فکر مسائل جزئی چون رأی آوردن و نیاوردن در فلان انتخابات باشند و خود را سرگرم دعوای نعمتی و حیدری کنند. انتخابات در اولین گام فرصتی برای تبیین جایگاه نماینده و مجلس است. باید برای مردم تبیین کرد چرا مجلس در رأس امور است و همچنان که مجلس در رأس است باید نماینده ای را انتخاب کرد که او هم از دیگران به صورت همه جانبه بالاتر باشد. شاخصه های نماینده اصلح باید به گونه ای باشد که فراتر از این لیست های مرسوم به آن نگاه کرد؛ هرچند هوش سیاسی مردم ایران علی رغم بعضی از تحلیل های ساده که تصور می کنند مردم به لیست توجه می کنند بالاتر است و بارها نشان داده اند که مثل بسیاری از سیاسیون، قبیله گرایی در مرام مردم ما نیست و هیچ کاه هم با کسی عقد اخوت نبسته اند و خیلی دقیق به عملکرد نامزدها توجه دارند. برای رسیدن به ارزیابی دقیق باید شاخص هایی که امام و آقا در مورد نماینده مطرح نموده اند را احصاء کرد و اصلح بودن را بدین گونه بررسی کنیم. مثلاً تخصص داشتن نماینده را باید باز کرد. یعنی چه، مردمی بودن را هم چنین و... مثلاً نماینده باید از نظر تحصیلات یا از نظر مطالعات یا از نظر تجربیات شخصی و کاری و مسئولیتی و... در حوزه ی ای خبره باشد یعنی صرفاً یک سیاسی حرفه ای که یک سری پست عوض کرده نباشد، یا صرفاً به خاطر مدرک یا لیست یا رانت یا... بالا نیامده باشد. این را هم از شرح حال و سوابق طرف، می توان فهمید، هم از برنامه هایش. مثلاً کسی که می آید می گوید برنامه ی من، کم کردن تورم یا افزایش اشتغال است، معلوم است تخصص ندارد، به ویژه اگر رشته و سوابقش اقتصادی نباشد. چرا که باید راهکارش را بگوید و به جایگاه نمایندگی هم واقف باشد. یا کسی که می گوید ترویج ارزش ها معلوم است، یک حرف کلی بی مبنا دارد می زند. باید مشخص کند که می خواهد در حوزه ی فرهنگی چه چیز را پی گیری کند. البته باید توجه کنیم ما با معصومین سر و کار نداریم با آدم های عادی سر و کار داریم که بین آن ها باید به صورت نسبی نگاه کرد، به تفاوت خوب و خوب تر و فاسد و افسد توجه کرد و به صورت نسبی دنبال آدم ها بود؛ اما باید این اصلح بودن در آدم ها نمود پیدا کند. این نکته را هم باید درنظر داشت خانه ملت به قول حضرت امام(ره) «عصاره فضيلت ها» است و جاي آنان كه «اصلح»اند و «شايسته تر»، و گفتمان اولویت داشتن صالح مقبول به اصلح نا مقبول، گفتمان غیرعقلانی پوسیده ای است که باید به شدت از آن احتراز کرد. هر چند هم اکنون دعوا بر سر وحدت یا خلوص در مرام اصولگرایی به اوج خود رسیده است و هر کس بنابر تفسیر به رأیی فهم خود را از سخنان رهبری مطرح می کند؛ اما توجه به این امر ضروری است که این دو مقوله امر مانعه الجمعی نیست که نتوان به آن دست یافت. خیلی ساده می توان با کنار گذاشتن قبیله گرایی و منیت ها و رعایت انصاف به برآیندی کلی دست یافت که خلوص در عین وحدت در بستر گفتمان انقلاب اسلامی تحقق یابد. البته مطالبه اصلی مردم ما وعدالت و دین داری، خدمت و سازندگی کشور است و نه این لیست بندی ها و مردم ما بار دیگر نیز با حضور پرشور و حداکثری این گردنه راهبردی را هم با علمداری ولي امر مسلمين با اقتدار و موفقیت پشت سر خواهد گذاشت و افق روشن موعود اسلام را خواهند دید. [ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ ] [ امیر عبدالهی خلج ]
[ ]
در ادامه بررسی سیاست های تناقض آمیز انگلستان در قسمت سوم به بررسی پشت پرده اهداف شوم انگلستان در جنگ در افغانستان می پردازم:
بهدنبال حملات تروریستی به نیویورک و واشنگتن، آمریکا و متحدانش علیه شبکه القاعده در افغانستان و دولت طالبان که از آنها حمایت میکرد، دست به عملیات نظامی زدند. پس از بمبارانهای سخت و بیامان، دولت طالبان سقوط کرد و شبکه القاعده در افغانستان متلاشی و پراکنده شد، اما بنلادن توانست از مهلکه بگریزد. گروههای مخالف در ائتلاف شمال-یعنی سران جنگجوی قبایلی که درواقع نقش قوای زمینی آمریکا را در خلال این عملیات بازی میکردند-دست به حملات انتقامجویانه بیرحمانهای علیه نیروهای طالبان و روستاهای اشغالشده بهدست قوم پشتون زده صدها تن را کشتند و هزاران تن را نیز مجبور به فرار کردند. در حالی که یک نیروی بینالمللی پاسدار صلح برای ایجاد آرامش و بازگرداندن ثبات در کابل، پایتخت افغانستان، معرفی میشد، سربازان آمریکایی و انگلیسی در زمین به تعقیب بقایای قوای القاعده و طالبان مشغول بودند. دولت افغانی جدیدی که نماینده بخش اعظم مردم این کشور بود، تشکیل شد و پشتبندش نیز قول و وعدههای کمکهای خارجی برای حمایت از آن دولت در دلها بذر امید میکاشت. ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ ] [ امیر عبدالهی خلج ]
[ ]
از محافظ سید حسن نصر الله سوال کردند: چقدر سید حسن را دوست داری؟
گفت: آنقدر که امر کند الان بمیر؛ می میرم. در سوال بعد پرسیدند چقدر امام خامنه ای را دوست داری؟ گفت: آنقدر که اگر امر کند سر سید حسن رو بیار؛ می برم. منبع:جمعه 14بهمن ماه، شبکه المنار [ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ ] [ امیر عبدالهی خلج ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |